شماره خبر: ۱۶۸۱۱۶ | نویسنده: تحریریه خبرگزاری باباد | تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۴۰۵
                          

 

 

 

نفس‌های ترامپ به شماره افتاد

سقوط محبوبیت ترامپ به کف ۳۷ درصدی؛ پیامد تقابل اراده مقاومت با استراتژی‌های استکبار

نظرسنجی اخیر نشریه «وال‌استریت ژورنال» که نشان‌دهنده سقوط میزان رضایت از عملکرد دونالد ترامپ به ۳۷ درصد است، را نباید صرفاً یک نوسان آماری ساده دانست. این رقم که پایین‌ترین سطح محبوبیت یک رئیس‌جمهور ایالات متحده در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای از سال ۱۹۹۰ تاکنون است، گواهی عینی بر فرسایش هژمونی آمریکا و نشانه‌ای از به شماره افتادن نفس‌های استکبار در بن‌بستی است که خود ساخته است.

ترامپ

امروز فاصله میان توهمات حاکمان کاخ سفید و واقعیات اجتماعی در جامعه آمریکا به شکلی بی‌سابقه عمیق شده است. در حالی که ترامپ در محافل خصوصی نیویورک با انکار واقعیت‌ها، مدعی پیروزی فراتر از انتظار جمهوری‌خواهان است، اما نخبگان و بدنه این حزب در وضعیتی از وحشت بی‌سابقه به سر می‌برند. اذعان رسانه‌های وابسته به طبقه سرمایه‌دار آمریکا مبنی بر اینکه هم‌حزبی‌های ترامپ نیز با خوش‌خیالی‌های او هم‌سو نیستند، نشان از گسستی جدی در هسته تصمیم‌گیری واشنگتن دارد. نامزدهای جمهوری‌خواه اکنون دریافته‌اند که همراهی با سیاست‌های ویرانگر ترامپ، تنها به شکست آن‌ها در صندوق‌های رأی منجر خواهد شد؛ به همین دلیل، پروژه علنی فاصله‌گیری از رئیس‌جمهور متوهم آمریکا آغاز شده است.

در حال حاضر، پیوند دو بحران مرگبار، ارکان قدرت در واشنگتن را متزلزل کرده است: نخست، بن‌بست راهبردی و نظامی ناشی از جنگ‌افروزی علیه ایران و دوم، فروپاشی معیشتی و بحران گسترده اقتصادی در داخل خاک آمریکا. خطاهای محاسباتی طراحان نظم استکباری در تقابل با جمهوری اسلامی، نه تنها دستاوردی استراتژیک برای آمریکا به همراه نداشت، بلکه منجر به جهش نرخ بهره، تورم مهارناپذیر در قیمت کالاهای اساسی و سوخت و رکودی بی‌سابقه شد. در این بازه، هزینه میلیتاریسم مستقیماً از جیب شهروندان آمریکایی پرداخت شد و منجر به فروپاشی اعتماد عمومی به کارآمدی کاخ سفید گشت.
 
ترامپ
 
سقوط محبوبیت ترامپ به کف ۳۷ درصدی، در واقع محصول برخورد صلب اراده مقاومت با نخوت سرمایه‌داری است. ایالات متحده که تصور می‌کرد می‌تواند با صادر کردن بحران، هزینه‌های استیلاجویی خود را به ملت‌های مستقل تحمیل کند، اکنون در تله پیامدهای این سیاست‌ها گرفتار شده است. اضطراب نامزدهای کنگره برای نجات از شکست در انتخابات نوامبر، ثابت می‌کند که استراتژیست‌های جنگ‌طلب نه تنها توان تحمیل اراده خود به تهران را ندارند، بلکه حتی در اقناع پایگاه رأی سنتی خود در داخل آمریکا نیز ناتوان بوده‌اند.
واقعیت این است که ساختار هژمونیک آمریکا زیر فشار هزینه‌های فزاینده تجاوز و ناتوانی در مهار بازدارندگی ایران، به نقطه انحطاط رسیده است. لجاجت و انکار بحران توسط ترامپ، تنها به تسریع روند زوال این ساختار کمک می‌کند. شواهد میدانی و آماری به روشنی نشان می‌دهد که دوران تعیین‌کنندگی ابزارهای ترور و تحریم به پایان رسیده است و آنچه امروز در افکار عمومی و راهروهای کنگره طنین‌انداز است، بازتاب زوال هیولایی است که در باتلاق خطاهای محاسباتی خود دست‌وپا می‌زند.
 
منبع : تسنیم
پایان خبر ||
به این پست امتیاز دهید
 
پیمایش به بالا