اسکار و یک نماینده از ایران ؛ فیلم سینمایی «سرزمین فرشتهها»
تصمیم هوشمندانه مسئولان سینمای کشور در ارسال فیلم «سرزمین فرشتهها» به مراسم اسکار و پیامی که از لایههای فرامتنی این اقدام به جامعه جهانی مخابره شده، حقیقتاً ستودنی است.
هرچند معرفی فیلم «سرزمین فرشتهها» به عنوان نماینده سینمای ایران برای حضور در رقابتهای اسکار ۲۰۲۷، موجی از ناراحتی و خشم را در میان برخی از بهظاهر هنرمندان — چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور — که با حقیقت انسانیت بیگانه هستند، برانگیخته است؛ اما در واقعیت، درایت مسئولان سینمایی در انتخاب این اثر و پیام نهفته در آن، قابل تحسین است.

این اثر که به نویسندگی و کارگردانی «بابک خواجهپاشا» و با همکاری مؤسسه تصویرشهر و سازمان سینمایی سوره تولید شده، با رویکردی بینالمللی تلاش کرده است تا روایتی انسانی از جنگ در غزه و مظلومیت زنان و کودکان این سرزمین رنجدیده را به تصویر بکشد.

روایتی انسانی از یک تراژدی تلخ
بابک خواجهپاشا، کارگردان این اثر، اخیراً در گفتگو با رسانهها اظهار داشت که در این فیلم تلاش کرده است تا نگاهی ایرانی به وقایع غزه داشته باشد، هرچند تأکید کرد که زبان فیلم لزوماً ایرانی نیست. وی در این باره گفت: « نوع روایت را سعی کردم خیلی ایرانی و نرم نگه دارم. قصه فیلم، تلخی دارد، اما نمیخواستم به یک تراژدی محض تبدیل شود. میخواستم قابل دیدن باشد،از ناامیدی رنج نبرد و در محوریت خودش امید داشته باشد.سعی کردم فضای ایرانی در آن وجود داشته باشد، اما دغدغه اصلی ما این بود که فیلم بتواند فعالیت بینالمللی داشته باشد و جهان آن را ببیند.»

امیرحسین مکاریانی، منتقد سینما و تلویزیون، در یادداشتی به مناسبت معرفی این فیلم به اسکار نوشته است: «سرزمین فرشتهها» تلاشی است برای ادای دین به کودکان جنگزده غزه . تلاشی که بیش از آنکه بر روایت استوار باشد، بر تصویرسازی شاعرانه و حسبرانگیز تکیه میکند. فیلم از همان ابتدا تکلیف خود را با مخاطب روشن میکند: قرار نیست با یک درام پیچیده یا پرکشش روبهرو باشیم، بلکه با مجموعهای از تصاویر نمادین، فضاهای غبارآلود و استعارههایی کودکانه مواجه هستیم که قرار است رنج جنگ را بازتاب دهند. »
وی در ادامه تحلیل خود اشاره کرد: « حضور سلاف فواخرجی، بازیگر شناختهشده جهان عرب، در کنار گروهی از بازیگران کودک از کشورهای مختلف عربی و ایران، به فیلم هویتی فراملی میبخشد؛ انتخابی که در سطح ایده، همراستا با جهانشمول بودن مسئله فلسطین است. با این حال، فیلم عملاً از ظرفیت این ترکیب بازیگران برای شکل دادن به یک درام مؤثر استفاده نمیکند و بیشتر آنها را در خدمت خلق فضا و حس قرار میدهد تا پیشبرد قصه. »
زمزمهای ماندگار برای بازتاب رنج
محمد عبدالهادی، کارگردان و مدرس دانشگاه نیز بر این باور است که فیلم «سرزمین فرشتهها» در قالب درامی اجتماعی و معنوی، به واکاوی رابطه انسان، ایمان و مفهوم رستگاری میپردازد. به اعتقاد او، این اثر فراتر از روایت یک داستان، تجربهای است برای پرسش از واقعیت و معنای زندگی در میان تضادها و ناممکنها.
این منتقد و کارگردان سینما معتقد است فیلم بهطور هوشمندانهای از کلیشههای رایج جنگ دوری کرده و به جای استفاده از تصاویر آرشیوی یا صحنههای اکشن، درد را از دریچه نگاه کودکان به تصویر کشیده است؛ مانند کودکی که با تکهای پارچه خانهای خیالی میسازد، یا کودکی که نام مادرش را روی دیوار مینویسد و با ترس از خواب میپرد و میپرسد «فردا چی میشه؟». از دیدگاه او، کارگردان به جای شعار، اجازه میدهد تماشاگر رنج مشترک انسانی را لمس کند.
وی در نهایت به نکتهای کلیدی اشاره کرد و گفت: «این جهان ما نیست…» نه فقط شعار فیلم است، بلکه فریادی است علیه جهانی که کودکان را قربانی میکند. اما فیلم در نهایت، امید را نه در پیروزی نظامی، بلکه در پیوند انسانی و مقاومت روزمره میجوید. همین دیدگاه است که این اثر را از بسیاری از آثار مشابه متمایز کرده و آن را به فیلمی عمیقاً انسانی تبدیل نموده است. کارگردان در تلاش است تا تصویری از جامعهای ارائه دهد که در آن، نور ایمان همچنان پابرجاست، اما زیر سایه دشواریهای روزمره و بیعدالتیها پنهان شده است. بهعبارتی، «سرزمین فرشتهها» استعارهای از دنیای امروز ماست؛ جایی که انسانهای عادی میتوانند در صورت اراده، به فرشتگان تبدیل شوند.
در مجموع میتوان گفت که «سرزمین فرشتهها» از آن دست فیلمهایی است که پس از تماشای آن، زمان میبرد تا کلمات مناسب برای توصیفش پیدا شود؛ اثری که درد غزه را نه با فریاد، بلکه با زمزمهای انسانی روایت میکند و یادآور آن است که حتی در تاریکترین لحظات، معجزه میتواند از دل عشق و مقاومت متولد شود.







