تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۴/۳۰

 نشانه های یک رابطه سالم

 

زناشویی رابطه سالم رابطه رابطه سمی دختر و پسر

در بسیاری از متون مربوط به روان‌شناسی شبکه‌های اجتماعی، این عبارت به‌کرات دیده می‌شود: «اگر مردی کودک درونت را بیدار کرد، مرد است؛ اگر مادر درونت را بیدار کرد، هنوز یک پسر است؛ و اگر تو را مجبور کرد بار زندگی را به دوش بکشی، یک Red Flag یا زنگ خطر است.» اما پرسش اینجاست که این جملات تا چه حد با واقعیت‌های پیچیده روابط عاطفی انطباق دارند؟ کارشناسان بر این باورند که اگرچه نباید از این عبارات به عنوان قوانین مطلق استفاده کرد، اما می‌توانند به‌عنوان راهنمایی برای شناسایی نشانه‌های حیاتی در سلامت یا ناسازگاری یک رابطه به کار روند.

به گزارش بهداشت نیوز گاهی یک جمله کوتاه در فضای مجازی چنان گسترش می‌یابد که بسیاری آن را حقیقتی بدیهی می‌پندارند. یکی از این جملات چنین است: «اگر مردی کودک درونت را بیدار کرد، مرد است؛ اگر مادر درونت را بیدار کرد، یک پسر است؛ و اگر تو را وارد انرژی مردانه کرد و بار مشکلات را روی دوشت گذاشت، این یک پرچم قرمز است.»

هرچند این تعابیر ممکن است اغراق‌آمیز به نظر برسند، اما نکته‌ای بنیادین درباره کیفیت پیوندهای عاطفی در دل آن‌ها نهفته است؛ اینکه هدف از یک رابطه سالم، ایجاد حس امنیت، آرامش و رشد متقابل است، نه القای خستگی و فرسودگی روانی.

زمانی که از مفهوم «کودک درون» سخن می‌گوییم، منظور رفتارهای کودکانه نیست، بلکه اشاره به بخش شاد، خلاق، بازیگوش و آسیب‌پذیر شخصیت انسان داریم. در واقع، هنگامی که در کنار فردی احساس امنیت می‌کنید، بدون ترس از قضاوت، خودِ واقعی‌تان را بروز می‌دهید و راحت می‌خندید، این بخش از وجود شما فرصت تجلی می‌یابد.

در نقطه مقابل، برخی روابط به گونه‌ای شکل می‌گیرند که یکی از طرفین به‌تدریج نقش والد را بر عهده می‌گیرد؛ به این معنا که او مدام باید مسائل را یادآوری کند، مشکلات را حل نماید، مسئولیت‌ها را بپذیرد و بار هیجانی رابطه را مدیریت کرده تا آرامش طرف مقابل تأمین شود. در چنین شرایطی، بسیاری از افراد احساس می‌کنند که به جای شریک زندگی، در نقش مادر یا پدر قرار گرفته‌اند. این وضعیت به‌مرور زمان منجر به فرسودگی عاطفی می‌شود، چرا که رابطه از محلی برای آرامش، به فضایی برای مراقبت دائمی از طرف مقابل تبدیل می‌گردد.


در این میان، اصطلاح «Red Flag» یا زنگ خطر، به نشانه‌هایی اشاره دارد که هشداردهنده ناسالم بودن یک رابطه هستند. البته باید توجه داشت که یک رفتار مجزا لزوماً به معنای تخریب رابطه نیست، اما تکرار الگوهایی نظیر مسئولیت‌گریزی، وابستگی شدید، بی‌توجهی به نیازهای شریک عاطفی یا واگذار کردن تمام بار مشکلات به طرف مقابل، نیازمند بازنگری و توجه جدی است.

همچنین در سال‌های اخیر، مفاهیم «انرژی زنانه» و «انرژی مردانه» بسیار رایج شده‌اند. هرچند این اصطلاحات در روان‌شناسی علمی تعریف واحد و پذیرفته‌شده‌ای ندارند، اما معمولاً برای توصیف سبک‌های رفتاری به کار می‌روند. منظور از ورود به «انرژی مردانه» در متن مذکور این است که فرد احساس می‌کند همواره باید تصمیم‌گیرنده باشد، از رابطه محافظت کند و مسئولیت‌های مالی یا عاطفی را به تنهایی بر دوش بکشد، به‌گونه‌ای که فرصتی برای استراحت یا ابراز آسیب‌پذیری نداشته باشد.

در یک رابطه سالم، مسئولیت‌ها به‌صورت متوازن تقسیم می‌شوند و هر دو طرف در زمان‌های مختلف، حمایت‌کننده یا حمایت‌شونده هستند. در چنین رابطه‌ای، هر دو نفر فرصت دارند تا آسیب‌پذیر باشند، اشتباه کنند، رشد نمایند و در کنار یکدیگر احساس امنیت کنند.

با این حال، نکته حائز اهمیت این است که نباید بر اساس جملات کوتاه و گذرا، درباره افراد قضاوت قطعی کرد. عواملی چون فشارهای اقتصادی، بیماری، بحران‌های خانوادگی یا مشکلات موقت می‌توانند باعث شوند یکی از طرفین برای مدتی نیاز بیشتری به حمایت داشته باشد. آنچه در اولویت است، بررسی الگوی کلی رابطه و توازن مسئولیت‌ها در بلندمدت است.

در نهایت، شاید به جای این پرسش که «آیا او مرد است یا پسر؟»، بهتر باشد از خود بپرسیم: آیا این رابطه کمک می‌کند تا به بهترین نسخه از خودم تبدیل شوم؟ آیا در کنار او احساس احترام، امنیت و آرامش دارم؟ و آیا حمایت‌ها و مسئولیت‌ها میان ما متعادل است؟

پاسخ صادقانه به این پرسش‌ها، بسیار بیشتر از هر جمله وایرال‌شده‌ای در فضای مجازی، می‌تواند حقیقت و کیفیت واقعی یک رابطه را آشکار کند.

 
پیمایش به بالا